2-13-2 انواع شخصیت از نظر کرچر:26
2-13-3انواع شخصیت از نظر آیزنک:27
2-13-4 انواع شخصیت از نظر بقراط وجالینوس:28
2-13-5 انواع شخصیت از نظر یونگ:29
2-13-6انواع شخصیت از نظر فروید :30
2-13-7 انواع شخصیت از نظر ویلیام شلدون:31
2-13-8انواع شخصیت از دیدگاه گلدبرگ :31
2-13-8-1مروری بر تاریخچه مدل پنج عاملی شخصیت:32
2-13-8-2آشنایی با پنج عامل بزرگ شخصیت36
2-13-8-3نام گذاری های انواع شخصیت ازنظرگلدبرگ:38
2-14نتیجه گیری شخصیت:40
2-15رابطه ویژگی های شخصیتی با فرسودگی شغلی:41
2-16 تعریف فرسودگی شغلی:42
2-17 فرسودگی شغلی چیست؟43
2-18 علائم ونشانه های فرسودگی شغلی:44
2-19 نشانگان فرسودگی شغلی:45
2-20مراحل فرسودگی شغلی مسلچ45
2-21نشانه های فرسودگی شغلی موس46
2-22 علل فرسودگی شغلی:47
2-23مراحل پنج گانه فرسودگی شغلی:53
2-24 اثرات فرسودگی شغلی:54
2-25پیشگیری از فرسودگی شغلی:55
2-26 درمان فرسودگی شغلی:56
2-27 راه حل های کوتاه مدت برای مقابله با فرسودگی شغلی:58
2-28راه حل های طولانی مدت برای مقابله با فرسودگی شغلی:59
2-29 نتیجه گیری فرسودگی شغلی :60
2-30 پیشینه پژوهش:61
فصل سوم66
3-1 مقدمه:67
3-2 روش پژوهش:67
3-3 جامعه آماری:67
3-4 حجم نمونه و روش نمونه گیری و نمونه آماری:68
3-5 ابزار گرد آوری داده ها:68
3-5-1 پرسشنامه مسلچ:68
3-5-2 پرسشنامه شخصیت گلدبرگ:71
3-6 اعتبار و پایایی و روایی پرسشنامه شخصیت:72
3-7 روش جمع آوری اطلاعات:73
3-8 روش اجرا:74
3-9 روش آماری تحلیل داده ها:75
فصل چهارم76
4-2یافته های توصیفی77
4-3 یافته های مربوط به فرضیه ها79
فصل پنجم84
5-1 مقدمه85
5-2 بحث و نتیجه گیری85
5-3 محدودیت ها و پیشنهادات90
5-3-1 محدودیت ها90
5-3-2 پیشنهادات90
5-3-2-1پیشنهادات کاربردی90
5-3-2-2 پیشنهادات پژوهشی91
منابع و مأخذ92
پیوست ها96
فهرست جدولها
عنوان شماره صفحه
جدول 2-1:نشانه های فرسودگی شغلی موس45
جدول 2-2:عوامل فشار روانی47
جدول 4-1: میانگین و انحراف استاندارد ابعاد شخصیتی در معلمان زن دوره ابتدایی76
جدول 4-2: میانگین و انحراف استاندارد فرسودگی شغلی و ابعاد آن76
جدول 4-3: نتایج آزمون گلموگروف-اسمیرنف جهت نرمال یا غیرنرمال بودن توزیع ابعاد ویژگی های شخصیتی77
جدول 4-4: نتایج آزمون گلموگروف-اسمیرنف جهت نرمال یا غیرنرمال بودن فرسودگی شغلی و ابعاد آن77
جدول 4-5: نتایج همبستگی پیرسون برای بررسی رابطه برونگرایی با فرسودگی شغلی و ابعاد آن در معلمان78
جدول 4-6: نتایج همبستگی پیرسون برای بررسی رابطه پایداری هیجانی با فرسودگی شغلی و ابعاد آن در معلمان79
جدول 4-7: نتایج همبستگی پیرسون برای بررسی رابطه گشودگی به تجربه با فرسودگی شغلی و ابعاد آن در معلمان79
جدول 4-8: نتایج همبستگی پیرسون برای بررسی رابطه توافق با فرسودگی شغلی و ابعاد آن در معلمان80
جدول 4-9: نتایج همبستگی اسپیرمن برای بررسی رابطه وظیفه شناسی با فرسودگی شغلی و ابعاد آن در معلمان81
فهرست شکلها
عنوان شماره صفحه
شکل 2-1ابعاد شخصیتی گلدبرگ 35
شکل 2-2برخی از علل اصلی فرسودگی شغلی 51
چکیده
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی با فرسودگی شغلی معلمان زن دوره ابتدایی منطقه سامن بود.
جامعه آماری این پژوهش را کلیه معلمان زن دوره ابتدایی منطقه سامن تشکیل می داد که 90نفر آنهابه عنوان نمونه آماری انتخاب شده و از این تعداد 75نفر به پرسشنامه ها پاسخ داده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند .
روش پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی بود که اطلاعات آن به صورت میدانی وکتابخانه ای جمع آوری شده و برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه مسلچ برای تحلیل رفتگی شغلی از پرسشنامه گلدبرگ برای ابعاد شخصیت استفاده شده است.
نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که بین برون گرایی با خستگی شغلی، بین گشودگی به تجربه با مسخ شخصیت، فقدان موفقیت فردی و فرسودگی شغلی، بین توافق با مسخ شخصیت، فقدان موفقیت فردی و فرسودگی شغلی رابطه منفی معنی دار وجود داشت. ودر سایر موارد ارتباط معناداری مشاهده نشد.
استفاده از نتایج به دست آمده می تواند در طراحی مداخله های پیشگیری از فرسودگی شغلی به صورت مستقیم وغیر مستقیم نقش موثری داشته باشد
کلید واژه ها:ابعاد شخصیت،فرسودگی شغلی،معلمان زن دوره آموزش ابتدایی منطقه سامن
فصل اول
کلیات پژوهش
1-1 مقدمه
شخصیت نقش تعیین کننده ای بر رفتار مشهود و آشکارفرد دارد آلپورت1 شخصیت را سازمان پویای نظام های روانی فیزیولوژیکی درون فرد تعریف می کند که سازگاری منحصر به فرد او را نسبت به جهان تعیین می کند. هیلگار2 شخصیت را الگوی معینی از رفتار و شیوه های تفکر تعریف می کند که سازگاری فرد را با محیط تعیین می نماید.مدل پنج عاملی شخصیت یکی از مسلط ترین و تاریخی ترین مدل های ساختار شخصیت است و بسیاری از روانشناسان بیان کرده اند که مدل پنج عاملی بسیاری از متغیرهای شخصیت را در بر میگیرد.مطابق نظر مکدونالد3 (1993) این مدل ابتدا توسط گالتن 4(1884) مطرح شد. پنج عاملی که در مطالعات انجام شده به وفور آمده اند،عبارتند از:( ثبات هیجانی،برونگرایی،گشودگی به تجربه،همسازی و وظیفه شناسی).
بدیهی است که بخش زیادی از زندگی بزرگسالان صرف کار می شود و به نظر می رسد که فعالیت کاری از نظر سلامت روانی شخص،فعالیتی مهم به شمار می رود و حتی برای بسیاری از مردم عامل رضایت از زندگی می باشد. کار صرف نظر از تامین مالی می تواند برخی از نیازهای اساسی نظیر تحرک روانی و بدنی تماس اجتماعی،احساس خود ارزشی، اعتماد و توانمندی را ارضا کند با این وجود می تواند منبع نارضایتی تبدیل شود و شخص را در جهت فرسودگی شغلی سوق دهد (بختیاری،1387)
فشارهای روانی و آثار آن در سازمان ها،در دهه اخیر مورد توجه بسیاری از پژوهشگران قرار گرفته است با افزایش شدت و مداومت فشار روانی،پدیده روانی جدیدی تحت عنوان فرسودگی شغلی به وقوع میپیوندد.فشار روانی شدید ناشی از ماهیت،نوع یا وضعیت نامناسب کار به پیدایش حالتی در کارکنان منجر می شود که فرسودگی شغلی نام دارد(زارعیان ،1385).
در این وضعیت فرد اهمیت معنای خود را در کار از دست می دهد،دائم خسته است،پرخاشگری دارد،بد گمان،منفی باف،بدبین و عصبانی است و هم چنین فرد دچار فرسودگی شغلی به زودی تمامی همکاران خود را مبتلا می کند (طلایی ودیگران ،1386).
فرسودگی شغلی نه تنها موجب بروز آسیب های جدی جسمی و روانی در افراد می شود،بلکه با افزایش میزان غیبت،کاهش انرژی و بازده کاری به افت کاری نیز می انجامد. تحقیقات نشان داده است که اثرات فیزیولوژیکی فرسودگی شغلی برفرد عبارتند از: بی نظمی ضربان قلب،افت فشار خون،کاهش عملکردکلیوی، فراموشی، ضعف و حتی سکته قلبی می باشد. سایر نشانه های جسمی عبارتند از خستگی،کاهش یا افزایش وزن، بی اشتهایی سردرد و بی خوابی (فیلیان ،1371).
به طوری که سازمان بهداشت جهانی (1987)اعلام کرده است که نصف جمعیت کارمندی از شغل خود ناراضی هستند 90در صد آنان معتقدند شغلشان در جهت اهداف زندگی آنها نیست و 75٪کسانی هستند که به دلیل عدم رضایت شغل و عدم توانایی به دنبال کمک های روان شناسی می باشند. با افزایش مطالعات در زمینه فرسودگی شغلی پیشرفت های زیادی در این زمینه به دست آمده است و تعداد زیادی از این مطالعات اهمیت این عارضه را در رابطه با تولید و اثر بخشی شغلی،کارگریزی،علل بیماری ها و آسیب شناسی روانی و نیز ارتباطات نا مناسب اجتماعی و خانوادگی را نشان داده اند .
فرویدنبرگر5 و همکاران(2001)معتقدند که فرسودگی شغلی یک مفهوم سه بعدی است که بعد مرکزی و آشکار آن فرسودگی هیجانی است. وقتی افراد در مورد فرسودگی شغلی خود سخن می گویند بیشتر به بعد خستگی تاکید دارند در شرایطی که بین ارائه دهنده خدمت وگیرنده آن فاصله ایجاد شود به آن مسخ شخصیت می گویند که بعد دوم فرسودگی شغلی است. بعد فقدان موفقیت فردی بعد سوم فرسودگی شغلی است که در شرایط فرسودگی کاهش می یابد.(فیلیان ،1371)
در مشاغلی مانند شغل معلمی که فرد شاغل ارتباط تنگاتنگی با گیرندگان خدمت دارند،فشارهای زیادی به شخص ارائه کننده خدمت وارد می شود و از این رو شخص را دچار فرسودگی شغلی می ـ نماید.عامل دیگری که به عنوان یک فاکتور تعیین کننده در فرسودگی شغلی است تفاوتهای فردی مانند ویژگی های شخصیتی فرد است(وحدانی ودیگران ،1391).
وجود فرسودگی شغلی در مربیان و دست اندر کاران تعلیم و تربیت عوارض نامطلوبی در دانش آموزان، شخصیت و پیشرفت آنان بر جایی می گذارد،بی شک می توان ادعا نمود که جامعه ای می تواند به توسعه پایدار دست یابد که مردم آن جامعه،سالم و آموزش دیده،خلاق و مسئولیت پذیر و آگاه باشند.
بی شک پرورش این مردم آگاه و مسئولیت پذیر برعهده نظام آموزش و پرورش است.امروزه آموزش و پرورش بیشتر به صورت رسمی و سازمان یافته در سطح گسترده جریان دارد که با رشد اخلاقی، اجتماعی، فرهنگی، توسعه علمی،صنعتی و اقتصادی بسیار مرتبط است با چنین اهمیت و ارزشی که برای آموزش و معلم در جامعه تصور می شود، سرمایه گذاری در جهت تربیت و تامین این رکن مهم، سودمندترین سرمایه گذاری ها است و در این میان، بهبود کیفیت آموزش در نظام آموزشی،سلامت روانی معلمان و تاثیر آن برنحوه رفتار، تدریس وکارآیی معلم و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، موضوعی است که بیشتر متخصصان آموزش وپرورش بر اهمیت آن تاکید دارند .
در نهایت بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی با فرسودگی شغلی اطلاعات مناسبی رادر جهت برنامه ـ ریزی و مدیریت پیشگیری در احتمال بروز فرسودگی شغلی در بدو استخدام یا حین کار فراهم می ـ آورد.
1-2 بیان مسئله:
شخصیت نقش تعیین کننده ای بر رفتار مشهود و آشکار فرد دارد. آلپورت شخصیت را سازمان پویایی نظام های روانی – فیزیولوژیکی درون فرد تعریف می کند،که سازگاری منحصر به فرد او نسبت به جهان را تعیین می نماید. در دهه های اخیر توجه به استرس شغلی و مطالعه آن گسترش روز افزونی یافته است.از جمله دلایل آن تاثیر استرس شغلی در بروز بیماریهای روان تنی مانند فشار خون،مشکلات گوارشی و هم چنین شیوع استرس شغلی در سطح وسیع جامعه است و اگر در مراحل اولیه آن شناخته شود به راحتی قابل درمان است.در مشاغلی مانند شغل معلمی که فرد شاغل ارتباط تنگانگی با گیرندگان خدمت دارند، فشارهای زیادی به شخص ارائه دهنده خدمت وارد می شود و از این رو شخص را دچار فرسودگی شغلی می نماید. به طور کلی با افزایش مطالعات،اهمیت این عارضه را در رابطه با تولید و اثر بخشی شغلی،کارگریزی،علل بیماری ها و آسیب شناسی روانی و نیز ارتباطات نا مناسب اجتماعی و خانوادگی را نشان داده اند(شمالی اسکویی،1384).
نظام آموزشی هر کشوری وابسته به معلمان محبوب و حرفه ای است تا با تربیت نسل آینده و سازنده کشور بپردازند .بنابراین به وجود آوردن رضایتمندی شغلی در معلمان و جلوگیری از فرسودگی شغلی ایشان یک تعهد سازمانی است که می توان با تقویت رضایت شغلی و افزایش فرسودگی شغلی به تمام جامعه خدمت کرد. لذا محقق در این پژوهش به دنبال پاسخ به این سوال کلی است که چه رابطه ای بین ابعاد شخصیت و فرسودگی شغلی معلمان زن شهر سامن وجود دارد ؟تا با پاسخ به این سوال،نظر برنامه ریزان نظام تعلیم و تربیت را به ابعاد شخصیت به عنوان یک متغییر در جذب و استخدام معلمان ابتدایی و هم چنین بهبود عملکرد شغلی آنها و نیز کم نمودن آثار فرسودگی شغلی معلمان جلب کند. بنا بر آنچه ذکر گردید مساله اصلی تحقیق، بررسی ارتباط بین ابعاد شخصیت و فرسودگی شغلی معلمان زن دوره ابتدایی منطقه سامن می باشد.
1-3 اهمیت و ضرورت پژوهش:
فرسودگی شغلی تنها مسئله ای برخاسته از ضعف یا ناتوانی محض در کارکنان نیست. بلکه مرتبط با محیط کار و عدم هماهنگی بین خصوصیات ذاتی افراد و ماهیت شغلشان نیز هست.به هر میزان عدم هماهنگی بیشتر باشد به همان میزان پتانسیل فرسودگی شغلی بالاتر می رود (مسلچ6 ،لیتر،7 2005)و باعث کاهش اهمیت ارزش ها،ضعیف شدن اراده و روحیه می شود (سوارس 8،جابلونسکا 9،2004).فرسودگی شغلی نه تنها با بهداشت روانی یک شخص بلکه با میزان بهره وری او نیز رابطه دارد. از این رو آشنا شدن با روش های مقابله موثر با فشار روانی و غلبه برفرسودگی شغلی می تواند به ارتقای بهداشت روانی و افزایش اثر بخشی و بهره وری نیروی انسانی کمک کند.در گذشته صاحب -نظران تصور می کردند سندرم فرسودگی شغلی بیشتر در مشاغل خدمات اجتماعی از قبیل پزشکان، معلمان ،پرستاران ،کارگران اجتماعی ،مشاوران و ماموران پلیس رایج است (شیروم،10 ملامد11،توکر12،برلینر13،شاپیرا14 2004).اما امروزه این تصور وجود دارد که فرسودگی شغلی ممکن است در هر شغلی ایجاد شود (سیا 15،2003)و شواهد بیانگر آن است که این سندرم برای همه افرادی که در انواع مشاغل فعالیت می کنند،می تواند تهدید بزرگی به شمار آید (واتسون 16،2004).هم چنین برخی از صاحب نظران معتقدند فرسودگی شغلی بدون در نظر گرفتن نوع شغل و محیط افرادی که با مردم کار می کنند به میزان متفاوت اتفاق می افتد (هاکانن17،باکر18،سچوفلی 19،2006).بنابراین می توان گفت فرسودگی شغلی مشکلی بالقوه درتمام مشاغل به ویژه مشاغل خدماتی به شمار می آید.فرسودگی شغلی باعث غیبت کارمندان از محل کار،کاهش کیفیت کار،تعارضات بین فردی با همکاران و مشکلات جسمی روانی تغییر شغل و سر انجام ترک خدمت می شود و ترک خدمت هزینه های زیادی برای سازمان و جامعه دارد بنابراین توجه به موضوع فرسودگی شغلی سبب ارتقای سلامت روانی و بهبود روابط بین فردی افزایش کیفیت کار و ارایه خدمات و کاهش هزینه های ناشی از غیبت،باز نشستگی پیش از موعد و ترک شغل می شود (مارتین20 ،2003).هم چنین مطالعات انجام شده در خصوص فرسودگی شغلی معلمان در کشور ما محدود نیست،ولی با بررسی هایی مشخص شده که محققان به بررسی ارتباط ویژگی های شخصیتی در فرسودگی شغلی معلمان نپرداخته اند و خلا چنین پژوهشی کاملا احساس می شد به همین دلیل محقق در این پژوهش به دنبال پاسخ به این سوال کلی است که چه رابطه ای بین ابعاد شخصیت و فرسودگی شغلی معلمان زن دوره ابتدایی منطقه سامن وجود دارد؟ می باشد تا با پاسخ به این سوال،نظر برنامه ریزان نظام تعلیم و تربیت را به ابعاد شخصیت به عنوان یک متغییر در جذب و استخدام معلمان و هم چنین بهبود عملکرد شغلی آنها جلب کند.به همین دلیل در پژوهش حاضر تلاش می شود. تا ابعاد شخصیت، بعدهایی که با فرسودگی شغلی، ارتباط کمتری (در صورت داشتن ارتباط)داشتند، را مشخص سازد. تا در آزمون های استخدام وگزینش معلمان به عنوان یکی از متغیرها مورد توجه قرار گیرد.ضمن اینکه با بررسی و شناسایی وضعیت موجود معلمان زن از لحاظ بعد قالب شخصیتی در میزان فرسودگی شغلی،اطلاعات مفیدی در اختیار مدیران سازمان آموزش و پرورش قرار می گیرد تا آنها بتوانند در برنامه ریزی های آتی خود با لحاظ کردن این اطلاعات زمینه پویایی و ارتقاء سیستم تعلم وتربیت را فراهم آورند.
بنابر مطالب ذکر شده اهمیت وضرورت این تحقیق از دو جنبه دارای ضرورت است.
الف: از دیدگاه کاربردی که نتایج حاصله از این تحقیق می تواند از طریق مسئولین در تصمیم گیری ها مورد استفاده قرار گیرد.
ب: از دیدگاه نظری که نتایج این پژوهش به خزائن دانش در این زمینه افزوده می شود.
1-4 اهداف پژوهش :
1-4-1هدف کلی پژوهش:
بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی با فرسودگی شغلی معلمان زن دوره ابتدایی منطقه سامن.
1-4-2اهداف جزئی پژوهش:
1- شناسایی رابطه بین ویژگی شخصیتی برون گرایی معلمان با فرسودگی شغلی (خستگی شغلی، مسخ شخصیت و فقدان موفقیت فردی).
2- شناسایی رابطه بین ویژگی شخصیتی پایداری هیجانی معلمان با فرسودگی شغلی (خستگی شغلی، مسخ شخصیت و فقدان موفقیت فردی).
3- شناسایی رابطه بین ویژگی شخصیتی گشودگی به تجربه معلمان با فرسودگی شغلی (خستگی شغلی، مسخ شخصیت و فقدان موفقیت فردی).
4- شناسایی رابطه بین ویژگی شخصیتی توافق معلمان با فرسودگی شغلی (خستگی شغلی، مسخ شخصیت و فقدان موفقیت فردی).
5- شناسایی رابطه بین ویژگی شخصیتی وظیفه شناسی معلمان با فرسودگی شغلی (خستگی شغلی، مسخ شخصیت و فقدان موفقیت فردی).
1-4-3اهداف کاربردی:
– دانشجویان کارشناسی وکارشناسی ارشد تمام رشته های وابسته به آموزش وپرورش
– نهادهای تعلیم وتربیت معلمان و شناسایی ابعاد شخصیتی که بر فرسودگی شغلی است و استفاده از آن موارد در گزینش معلمان
– سازمان آموزش و پرورش با توجه به آن ابعاد در برنامه ریزی آتی خود با لحاظ کردن این اطلاعات در ارتقائ سیستم تعلیم و تربیت
– کلیه معلمان با توجه به شناخت ابعاد شخصیتی و اصلاح کردن رفتارهای فردی و پیشگیری از فرسودگی شغلی

1-5 سوالات پژوهش:
1- آیا بین ویژگی شخصیتی برون گرایی معلمان با فرسودگی شغلی (خستگی شغلی، مسخ شخصیت و فقدان موفقیت فردی) رابطه وجود دارد؟
2- آیا بین ویژگی شخصیتی پایداری هیجانی معلمان با فرسودگی شغلی (خستگی شغلی، مسخ شخصیت و فقدان موفقیت فردی) رابطه وجود دارد؟
3- آیا بین ویژگی شخصیتی گشودگی به تجربه معلمان با فرسودگی شغلی (خستگی شغلی، مسخ شخصیت و فقدان موفقیت فردی) رابطه وجود دارد؟
4- آیابین ویژگی شخصیتی توافق معلمان با فرسودگی شغلی (خستگی شغلی، مسخ شخصیت و فقدان موفقیت فردی)رابطه وجود دارد؟
5-آیابین ویژگی شخصیتی وظیفه شناسی معلمان با فرسودگی شغلی (خستگی شغلی، مسخ شخصیت و فقدان موفقیت فردی) رابطه وجود دارد؟

1-6 فرضیه های پژوهش:
1-بین ویژگی شخصیتی برون گرایی معلمان با فرسودگی شغلی (خستگی شغلی، مسخ شخصیت و فقدان موفقیت فردی) رابطه وجود دارد.
2- بین ویژگی شخصیتی پایداری هیجانی معلمان با فرسودگی شغلی (خستگی شغلی، مسخ شخصیت و فقدان موفقیت فردی) رابطه وجود دارد.
3- بین ویژگی شخصیتی گشودگی به تجربه معلمان با فرسودگی شغلی (خستگی شغلی، مسخ شخصیت و فقدان موفقیت فردی) رابطه وجود دارد.
4- بین ویژگی شخصیتی توافق معلمان با فرسودگی شغلی (خستگی شغلی، مسخ شخصیت و فقدان موفقیت فردی)رابطه وجود دارد.
5-بین ویژگی شخصیتی وظیفه شناسی معلمان با فرسودگی شغلی (خستگی شغلی، مسخ شخصیت و فقدان موفقیت فردی) رابطه وجود دارد.
1-7 تعاریف متغیر ها :
1-7-1 تعریف لغوی شخصیت:
طبق تعریف دکتر محمد قریب کلمه شخصیت به مجموعه عوامل باطنی یک شخص،خوی و عادات یک شخص،احساسات و عواطف و افکار یک فرد را گویند و مطابق نظر دکتر محمد معین مجموعه افکار،گفتار و کردار آدمی را شخصیت می گویند .
1-7-2 تعریف نظری شخصیت:
شخصیت نقش تعین کننده ای بررفتار مشهود و آشکار فرد دارد. آلپورت شخصیت را سازمان پویای نظام های روانی ـ فیزیولوژیکی درون فرد تعریف می کند که سازگاری فرد را با محیط تعیین می نماید.
1-7-3 تعریف عملیاتی شخصیت:
در این پژوهش ابعاد شخصیت بوسیله پرسشنامه پنج عاملی گلدبرگ سنجیده شده که شامل ابعاد (ثبات هیجانی، برونگرایی، گشودگی به تجربه، همسازی و وظیفه شناسی)می باشد

1-7-4 تعریف لغوی فرسودگی شغلی:
فرسای در ترکیب به معنای فرساینده آید،خسته کننده، جانفرسایی، طاقت فرسایی وکلمه فرساییدن (مص)،کهنه ساختن،خسته کردن (محمد قریب )و مطابق نظر دکتر محمد معین فرسودن به معنای کهنه کردن،پوسیده کردن،آزار رسانیدن،ساییده شدن وکاسته وکم کردن و پایمال کردن آمده است.
1-7-5 تعریف نظری فرسودگی شغلی:
فرسودگی شغلی،خستگی عاطفی ناشی از کار واکنشی ممتد به محرکهای تنش زای مزمن عاطفی و بین فردی در کار می باشد که به کمک سه بعد خستگی عاطفی،مسخ شخصیت و فقدان موفقیت فردی (حس کار آمدی ) توصیف می شود (مسلچ 2003)در جایی دیگر مسلچ وجکسون (1993) میگویند فرسودگی شغلی کاهش قدرت سازگاری فرد با عوامل فشارزا و نشانگان مرکب از خستگی جسمی و عاطفی است که به ایجاد خود پنداره و نگرش منفی به شغل و فقدان احساس ارتباط با مراجعان به هنگام انجام وظیفه منجر می شود .
1-7-6 تعریف عملیاتی فرسودگی شغلی:
در این پژوهش منظور از فرسودگی شغلی میزان کاهش کار آیی، خستگی ناشی از کار و واکنشهای عاطفی کاهش مقاومت روانی است .در این پژوهش فرسودگی شغلی بوسیله پرسشنامه مسلچ سنجیده شده است که شامل سه مقیاس خستگی عاطفی ،مسخ شخصیت و فقدان موفقیت فردی است.
فرویدنبرگر و همکارانش (2001)معتقدند که تحلیل رفتگی شغلی یک مفهوم سه بعدی است که بعد مرکزی و آشکار آن فرسودگی هیجانی است. وقتی افراد در مورد فرسودگی شغلی خود سخن می گویند بیشتر به بعد خستگی تاکید دارند،در شرایطی که بین ارئه دهنده خدمت وگیرنده آن ایجاد شود به آن مسخ شخصیت می گویند که بعد دوم فرسودگی شغلی می باشد و بعد فقدان موفقیت فردی بعد سوم فرسودگی شغلی است که در شرایط فرسودگی کاهش می یابد.
فصل دوم
پیشینه وادبیات پژوهش
2-1 مقدمه:
در سه ربع اول قرن حاضر درباره شخصیت نظریه های متعدد وگوناگونی آورده شده است به طوری که تعاریف مختلفی برای شخصیت ارائه شده است که ناشی از گوناگونی این نظریه هاست که صاحبانشان نظرات متفاوتی از چگونگی تشکیل و تحول شخصیت و مفاهیم انگیزشی رفتار آدمی دارند. نظریه های مربوط به شخصیت هر چند که با هم فرق دارند.در مواردی و در اصولی نزدیک به یکدیگرند و تا حدودی همانند هستند.از این رو چنین به نظر می رسد که می توان آن ها را با توجه عامل یا عواملی که در هر کدام مهم تر از عوامل دیگر پنداشته شده اند ،طبقه بندی کرد.ولی لازم است خاطر نشان سازیم که هیچ طبقه بندی،به خصوص در مورد نظریه های مربوط به شخصیت نمی تواند خالی از عیب و نقص باشد و قطعی محسوب شود. نظریه ای که به یک اعتبار در طبقه ای آمده است،ممکن است به اعتباری دیگر در طبقه ای دیگر قرار گیرد و این خود دلیل اختلاف طبقه بندی هایی است که تا کنون صورت گرفته است. سوال اصلی در نظریه های شخصیت این است که شخصیت چیست؟باوجود مطالعات و تحقیقات زیاد به دلیل پیچیدگی که ناشی از پیچیدگی انسان است هنوز پاسخ واحد یکسانی به این سوال داده نشده است و به همین دلیل نظریه های مختلفی پیرامون این موضوع شکل گرفته است و هم چنین همین خصوصیات شخصیتی باعث بوجود آمدن نوعی رفتار کاری در هر فرد می گردد که این رفتارها ممکن است باعث ارتقاء یا فرسودگی شغلی گردد و همان طور که می دانیم محیط بشر شامل عوامل فیزیکی، اجتماعی و روانی است که هر کدام در وضعیت سلامتی بشر نقش مهمی دارند.یکی ازعوامل تنیدگی زا در انسان،محیط کار وی است که می تواند دیگر حیطه های زندگی اورا تحت تاثیر قرار دهد قسمت عمده ای از زندگی روزانه هر شخص صرف اشتغال به کار می شود. یکی از مفاهیمی که در سالهای اخیر،توجه روانشناسان کار،روان شناسان بهره وری و روان شناسان صنعتی و سازمانی را به خود معطوف داشته نشانه ها،علل وآثار فرسودگی شغلی است .به نظر می آید فرسودگی شغلی بافشارهای روانی ارتباط داشته باشد.فشارهای روانی وقتی رخ می دهد که عدم تعادل بین مطالبات و خواسته های محیطی افزایش یابد و توانایی فرد برای پاسخ دادن به آنها کاهش یابد فشار روانی ایجاد می شود که باعث تجربه منفی در فرد و فرسودگی شغلی می گردد در واقع فرسودگی شغلی در اثر فشار مداوم روانی پدید می آید فرسودگی شغلی موجب تباهی در کیفیت خدماتی می شود که به وسیله کارکنان ارائه می گردد. بسیاری از ویژگی ها ی شخصیتی منجر به فرسودگی شغلی می شود که در صورت آگاه بودن از علایم و نشانه ها و آثار آن می توان به مقابله با فرسودگی شغلی پرداخت(ساعتچی ،1382).
2-2 شخصیت:
همان طور که می دانیم مقصود از شخصیت یک مفهوم پویا می باشد که بیانگر رشد و تکامل کل سیستم روند مشخص و یکی از عوامل موثر، در ایجاد تفاوتهای فردی است.هم چنین سالواتوره مادی21 شخصیت را، مجموعه ای از ویژگی ها و تمایلات نسبتا پایدار،می داند که مشترکات و تفاوتها در رفتار روانی افراد را، که دارای استمرار زمانی است را، مشخص می سازد و ممکن است در همان لحظه به آسانی به عنوان پیامد مجرد فشارهای اجتماعی و زیستی درک نشود.شخصیت حوزه بسیار گسترده ای است،زیرا شخصیت خود موضوعی پیچیده و دارای ابعاد و جنبه های گوناگونی است. برای شناخت شخصیت، انسان از دیر باز کوشش های فراوانی به عمل آورده،که برخی از آن ها غیرعلمی،برخی خرافی و معدودی دیگر علمی وکاربردی و معتبر است.در زبان عامه،شخصیت معانی دیگری دارد. مثلا وقتی گفته می شود،که کسی با شخصیت است.یعنی اینکه او دارای ویژگی هایی است،که می تواند افراد دیگر را تحت نفوذ خود قرار دهد. یا متانت و وقار ویژه ای دارد. همین طور در برابر آن بی شخصیت،به معنی داشتن ویژگی های منفی است. هم چنین کلمه شخصیت در عرف به عنوان چهره مشهور وصاحب صلاحیت در حوزه هایی همچون شخصیت سیاسی،علمی ،هنری و از این قبیل به کار می رود از این رو شخصیت،یک مفهوم انتزاعی است،یعنی آن چیزی مثل انرژی در فیزیک است،که قابل مشاهده نیست، ولی در افراد باعث وجود تفاوتها و ویژگی ها و خصوصیاتی می شود. برخی افراد در برخی رفتارها شبیه به هم هستند و در برخی متفاوت می باشند و از جهت اینکه در چه چیزهایی به هم شباهت دارند،را می توان بررسی کرد (شمالی اسکویی،1384).
این تنوع در دیدگاه ها،به تفاوت در تعریف و نگرش از انسان و ماهیت او مربوط می شود.هرجامعه ای برای آنکه بتواند در قالب فرهنگ معینی زندگی کرده، ارتباط متقابل و موفقیت آمیزی داشته باشد، گونه های شخصیتی خاصی را که با فرهنگش هماهنگی داشته باشد،را پرورش می دهد.در حالی که برخی تجربه ها بین همه فرهنگ ها مشترک است،بعید نیست که تجربیات خاص یک فرهنگ در دسترس فرهنگ دیگر نباشد(مرادی بانیار،1384).
2-3 مفهوم شخصیت:
گر چه همه نظریه پردازن شخصیت،با یک تعریف واحد از آن موافق نیستند اما می توان گفت: شخصیت عبارت است از الگوی نسبتا پایدار صفات،گرایش ها و ویژگی هایی که تا اندازهای به رفتار افراد دوام می بخشد.به طور اختصاصی تر شخصیت از صفات یا گرایش هایی تشکیل می شود که به تفاوتهای فردی در رفتار،ثبات رفتار در طول زمان و تداوم رفتار در موقعیت های گوناگون می انجامد،که این صفات می توانند منحصر به فرد یا در برخی از گروه ها مشترک و یا کل اعضای گروه در آن سهیم باشند (شولتز،دوان؛222002ترجمه :سید محمدی 1386).
2-4شخصیت از لحاظ ریشه و واژه:
از نظر ریشه ای گفته می شود که از کلمه Personal))در انگلیسی گرفته شده است. در حقیقت از ریشه لاتین (Personality) است .که کلمه شخصیت که معادل کلمه نقاب یا ماسکی بود،که در یونان قدیم بازیگران تئاتر برچهره می گذاشتند.این تعبیر تلویحا اشاره براین مطلب دارد که شخصیت هر کس ماسکی است که او بر چهره خود می زند تا وجه تمایز او از دیگران باشد.
شخصیت به همه خصلت ها و ویژگی هایی اطلاق می شود، که معرف رفتار یک شخص است، از جمله می توان این خصلت هارا شامل:اندیشه،احساسات،ادراک شخصی از خود وجه نظرها،طرز فکر و بسیاری عادات دانست،اصطلاح ویژگی های شخصیتی به جنبه خاصی از کل شخصیت آدمی اطلاق می شود.
در واژه نامه تعریف شخصیت چنین آمده است .که شخصیت به جنبه های عقلی، عاطفی، انگیزشی و فیزیولوژیک فرد گفته می شود .به عبارت دیگر به مجموعه مولفه هایی که انسان راسر پا نگه می دارد.
در این تعریف مجموعه عوامل در کنار هم قرار داده شده اما اشاره ای به یکپارچگی این عوامل و پویایی آنها نشده است .
2-5شخصیت از دیدگاه مردم:
واژه شخصیت در زبان روزمره مردم معانی گوناگونی دارد.یکی از معانی آن مربوط به هر نوع صفت اخلاقی برجسته است که سبب تمایز و برتری فردی نسبت به افراد دیگر می شود مثلا وقتی گفته می شود او با شخصیت است یعنی او فردی با ویژگی هایی است که می تواند افراد دیگر را با کار آیی و جاذبه اجتماعی خود تحت تاثیر قرار دهد .در درس هایی که باعنوان پرورش شخصیت تبلیغ و دایر می شود، سعی براین است که به افراد مهارتهای اجتماعی به خصوص یاد داده،وضع ظاهر و شیوه سخن گفتن را بهبود بخشند،با آنها واکنش مطبوعی در دیگران ایجاد کنند.هم چنین در برابر این کلمه،کلمه (بی شخصیت) قرار دارد که به معنی داشتن (ویژگی های منفی )است که البته همدیگر را در جهت منفی تحت تاثیر قرار می دهند(فیلیان ،1371).
2-6 شخصیت از دیدگاه روانشناسی:
دیدگاه روانشناسی در مورد شخصیت، چیزی متفاوت از دیدگاه مردم و جامعه است .در روانشناسی، افراد به گروه هایی با شخصیت و بی شخصیت یا شخصیت خوب یا شخصیت بد تقسیم نمی شوند،بلکه ازنظر این علم همه افراد دارای شخصیت هستند که باید به صورت علمی مورد مطالعه قرار گیرند. این دیدگاه به شخصیت و انسان باعث پیدایش نظریه های متعددی از جمله نظریه روانکاوی نوین، نظریه روان کاوی کلاسیک، نظریه انسان گرایی،نظریه شناختی،نظریه یادگیری اجتماعی و…در حوزه مطالعه این گرایش از علم روانشناسی شده است (مرادی بانیار،1384).
2-7 شخصیت از دیدگاه نظریه پردازان :
2-7-1 شخصیت از دیدگاه آلپورت: از محققین بزرگ در زمینه شخصیت است،سازمان یابی نظام های بدنی و روانی به عنوان ویژگی های رفتاری و فکری در فرد را شخصیت می نامد.در این تعریف به یک عامل مهم یعنی سازمان یابی عوامل تشکیل دهنده شخصیت اشاره شد.اما جنبه های رفتاری و فکری انسان از هم متمایز گردیده است در حالی که این امر با مفهوم رفتار از نظر روانشناسی مغایر است (پروین 2000،ترجمه کدیور وجوادی،1382).
2-7-2 شخصیت از دیدگاه شلدون23:پویا بودن شخصیت را در تعریف خود مطرح نموده و چنین عنوان می کند،سازمان یافتگی،پویش ادراکی،عاطفی،انگیزشی و بدنی فرد را شخصیت گویند.(سیاسی 1377).تعریف دیگر از شخصیت چنین است که شخصیت به وحدت یافتگی نام تمام یک فرد همراه با ویژگی های افتراقی داریم،مثل هوش و مزاج و رفتار گفته می شود.(پروین 2000،ترجمه کدیور وجوادی،1382)
2-7-3 شخصیت از دیدگاه کتل24:از مقوله محتوایی در شخصیت خارج شده و جنبه کاربردی شخصیت را درتعریف خود عنوان می کند و آن ها را چنین تعریف می نماید.شخصیت چیزی است که به ما اجازه می دهد پیش بینی کنیم که شخص در یک موقعیت معین چه خواهد کرد وچه عملی از او سر خواهد زد.(شولتز،وشولتز25 1998،ترجمه: سید محمدی ،1382).
2-7-4 شخصیت از دیدگاه هیلگار 26در تعریف خود از شخصیت فاصله گرفته و نوعی برگشت به قوای ذهنی را در تعریف خود نشان داده است،او شخصیت را چنین تعریف می کند .شخصیت الگوی معینی از رفتارها و شیوه های تفکر است،که نحوی سازگاری شخص را با محیط تعیین می کند(فکوهی،1381).
2-7-5 شخصیت از دیدگاه آیزنک27 :نظریه خودرا درباره شخصیت از تحقیقات بالینی خود استنتاج می کند و در تعریف شخصیت می گوید مجموع کل الگو های رفتاری یا نهانی موجود زنده،که به وسیله دو عامل وراثت و محیط تعیین می شود (شولتز،وشولتز28 1998،ترجمه: سید محمدی ،1382).آیزنک تیپ های شخصیتی را به صورت مستقل و مجزا از هم که بتوان مردم را براساس آنها طبقه بندی کرد تقسیم بندی نمی کند،بلکه معتقد است که تیپ های شخصیتی به شکل ابعاد بهم پیوسته ای هستند که در راستای آن مردم با هم تفاوت دارند .درواقع این اصطلاح دارای دو حد نهایی بالا و پایین است و افراد ممکن است در نقاطی بین این دو حد قرار گیرند (پروین 2000،ترجمه :جوادی وکدیور ،1384).
2-8 ماهیت شخصیت:
شخصیت عبارت است از مجموعه ثابتی از خصلت ها وگرایش هایی که آندسته از وجوه اشتراک و تفاوت های رفتار و روانشناختی افراد (افکار ،احساسات و اعمال ) راتعیین می کند که استمرار زمانی دارد و ممکن نیست بسادگی آنها را به عنوان نتیجه اختصاصی فشارهای اجتماعی و زیست شناختی موقتی فهم کنیم .تنها بخشی از این جمله که ممکن است نیازمند توضیح باشد،گرایشها وخصلت ـ هاست.
گرایش ها :عبارتند از فرایندی که جهت گیری در افکار ،احساسات واعمالی را معین می کنند.
خصلت ها:برای تبیین افکار،احساسات و اعمالی که علی الظاهر بیش از آنکه جهت دار باشند در طبیعت تکرار می شوند، به کار می روند.
نمونه ای از یک گرایش می تواند تلاش برای وصول به کمال در زندگی باشد در حالی که خصلت ها مرتبط به آرمان ها می باشند مثل زیبایی،بزرگواری که کما ل را معین می کنند(گروسی فرشی،1380).
2-9 اصطلاحات معادل شخصیت :
2-9-1مزاج:از قدیمی ترین الفاظ به کار رفته به جای شخصیت است که به عنوان میل سرشتی شخص برای واکنش به محیط به گونه ای خاص و وسیله ای در تعیین ساختمان شخصیتی فرد در نظر گرفته می شود.مزاج نوعی استعداد ارثی قلمداد می شود و مفهومی پایدارتر نسبت به منش است. واژه مزاج مترادف خلق وخوی قلمداد می شود.(فکوهی، 1381)
2-9-2منش:در کشورهای اروپایی منش را مترادف شخصیت به کار می برند اما در میان اختلالات از واژه شخصیت استفاده می کنند و آن را اختلالات شخصیتی می نامند.در تعریف منش گفته می شود.هر نوع علامت،کیفیت،خاصیت وصفتی که چیزی یا شخصی یا جریانی را از چیزها و اشخاص و حوادث دیگر جدا می کنند. هر کس دارای منش است ولی این منش به اعتبار خصوصیتی که درهر فردی پیدا می کند،به او وضع و حالی مخصوص می دهد و از دیگران ممتازش می سازد، که آن را منش یا شخصیت اختصاصی می نامند.(گروسی فرشی ،1380)
2-9-3خلق:حالت هیجانی پایدار را گویند که برتجربه کلی شخص تاثیر می گذارد،اما عاطفه به حالت های ناپایدار و واکنش های کوتاه مدت گفته می شود .
2-9-4نفس:در علوم و فرهنگ اسلامی علم النفس در مفهومی معادل شخصیت به کار رفته،منتهی در این زمینه دو خط حرکت وجود داشته است. یکی خط وابسته به منابع اصیل مذهبی چون قرآن و دیگری آراء و عقاید دانشمندان اسلامی(گروسی فرشی ،1380).
2-10 روان شناسی رشد شخصیت:
تاریخچه زندگی یک فرد در واقع مدت ها پیش از تولد او آغاز می شود. زیرا تاثیر عوامل ژنتیکی و محیطی پیش از تولد آغاز می شود.معمولا رشد شخصیت را پس از تولد طی چند دوره مورد مطالعه قرار می دهند. که عبارتند از دوره شیر خوارگی (از تولد تا دو سالگی )،دوره پیش دبستانی (دو تا شش سالگی )،دوره کودکی میانه (شش تا دوازده سالگی )و دوران بلوغ.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

دوران شیر خوارگی از جهات گونا گون بر رشد شخصیت در دوره بزرگسالی تاثیر می گذارد. مثلا وجود واکنش مانع محرک در بعضی از نوزادان است، که در نهایت منجر به اختلال شخصیتی در خود ضروری می شود .وابستگی یکی از واکنش هایی است، که در دوران نوزادی در نوزاد نسبت به مادر ایجاد میشود، که حاکی از احساس امنیت خاطر در نوزاد براثر وجود حضور مادر است. این الگوی رفتاری در حیوانات نیز مشاهده می شود و در دوره پیش دبستانی بسیاری از الگوهای رفتاری نظیر رفتار اکتشافی،اظطراب،سخنگویی که در دوره شیر خوارگی آغاز شده، دراین دوره به تکامل خود ادامه داده و شکل گیری شخصیت را در مرحله ای بالاتر امکان پذیر می سازندو دوره کودکی میانه را روانکاوان دوره نهفتگی از نظر رشد جنسی می دانند. در این دوره کودک در محیط مدرسه با کودکان دارای شخصیتهای گوناگون درتماس و مراوده است و مدرسه نقش مهمی در اجتماعی کردن کودک ایفا می کند.هم چنین دوره بلوغ با رشد سریع وتغییرات بارز جسمی مشخص می شود.ظهور علائم ثانوی جنسی در پسران و دختران مختص این دوره است.این تغییرات جسمی با تغییرات روانی مختلفی همراه است(گروسی فرشی،1380)
2-11 اختلالات شخصیت :
اختلالات شخصیت با اختلالات روانی از قبیل روان رنجوری و روان پریشی تفاوت دارند.این الگوهای اختلالی،رفتارهایی هستند،که برای دیگران زیان آور بوده،یا منبع پاداش دهنده آنها،از نظر اجتماعی مضر یا غیر قانونی شناخته شده است.
عمده ترین اختلالات شخصیت عبارتند از:
– شخصیت نا فعال :پرخاشگری با وجود ظاهری همکاری کننده و پذیرش همراه با طفره رفتن ،سماجت ونا کار آمدی مشخص می شود.
-شخصیت نا کار آمد :عدم کار آیی او است نه خصومت داشتن که مختص شخصیت نافعال پرخاشگر است.
-شخصیت هیستر یابی: با عدم ثبات عاطفی ،خود نمایشی ،خود محوری و اتکا به دیگران مشخص میشود.
-شخصیت ادواری خوی:که بیشتر در مردان دیده می شود از یک سو به شخصیت هیستر یابی و از سوی دیگر شبیه به شخصیت اسکینروئیدی است در واقع این تیپ شخصیتی نمایشگر شکل ملایمی از شیدایی افسردگی است .
– شخصیت اسکینروئیدی:که عملا با خود بیگانه است .خجول بودن ،حساسیت بیش از حد و مردم گریزی بعضی از دیگر مشخصات شخص اسکینروئید هستند،شخصیت ضعیف علاوه بر داشتن حالت اسکینروئیدی علائم دیگری چون زود خسته شدن،فقدان اشتیاق و علاقه و سطح انرژی پایین را دارند.
شخصیت پارانویایی: ویژگی هایی از جمله حسادت،مشکوک بودن،خشک و انعطاف ناپذیر بودن و حساس بودن بیش از حد را دارند(گروسی فرشی،1380).
2-12نظریه ویژگی های شخصیت:
نظریه ویژگی های شخصیت یکی از مهم ترین محدوده های نظری در مطالعه شخصیت است. براساس این نظریه،شخصیت افراد از خصوصیات و صفات گسترده ای ترکیب یافته است.برای مثال،در نظر بگیرید که خودتان چگونه شخصیت یک دوست نزدیکتان را توصیف می کنید.به احتمال زیاد،از تعدادی از ویژگی های او مانند اجتماعی بودن،مهربانی و خونسردی نام می برید.منظور از ویژگی یک خصوصیت نسبتا پایدار است که باعث می شود افراد به شیوه ای خاص رفتار کنند.از نظر میگنا دات آی آر29،نظریه ویژگی شخصیت برخلاف سایر نظریه ها ی شخصیت مانند نظریه های روانکاوانه و انسان گرایانه،بر تفاوت های بین افراد تمرکز دارند.ترکیب و تعامل ویژگی های مختلف است که شخصیت یک فرد را تشکیل می دهد و این برای هر شخص یگانه و منحصر به فرد است.نظریه های ویژگی های شخصیت برتعیین واندازه گیری این خصوصیات فردی شخصیت تمرکز دارد(گروسی فرشی،1380).

2-13 انواع شخصیت از دیدگاه نظریه پردازان :
این تصور که مردم را می توان به انواع متفاوتی تقسیم کرد،دست کم به زمان بقراط (400سال قبل ازمیلاد) که جالینوس (حدود 150 میلادی)بعد ها به عقاید وی شاخ و برگ داد باز می گردد (ایرانی،1383)و رویکرد تیپ با این فرض آغاز می شود،که شخصیت از خصوصیات درونی ثابتی تشکیل می شود که در رفتار منعکس می شوند.انواع طبقه بندی ناپیوسته ای از شخصیت هستند و هر فرد درون یک طبقه یا طبقه ای دیگر قرار می گیرد(فکوهی ،1381).
2-13-1 انواع شخصیت از نظر کتل30:
کتل کسی است که نخستین بار روش تحلیل عاطفی را در حوزه شخصیت به کار برد،هدف کتل از مطالعه شخصیت پیش بینی رفتار است.وی نظریه اش را از مطالعه بر روی افراد بهنجار استخراج کرده و از بیماران یا موقعیت های بالینی استفاده نکرده است.کتل صفات را به صورت گرایشات و واکنش های نسبتا دائمی که واحدهای ساختاری بنیادی شخصیت هستند،تعریف کرده است.او صفات را به چهار دسته طبقه بندی می نمایدالف)-صفات مشترک و صفات خاص ب)-صفات توانشی، صفات خلقی وصفات پویشی ج)-صفات سطحی و صفات عمقی د)-صفات سرشتی وصفات محیط ساخته .هریک از شیوه های طبقه بندی،نگاه خاصی به یک صفت دارند و هر صفت را از زوایای مختلف طبقه بندی می کنند.بنابراین همه صفات قابل طبقه بندی به هر چهار شیوه هستند و به عنوان مثال هوش می تواند صفتی مشترک ،توانشی ،عمقی ویا سرشتی باشد.شاید مهمترین شیوه طبقه بندی در نظریه کتل با تقسیم صفات به نوع سطحی و عمقی باشد و از این دو نیز مطمئنا صفات عمقی یا عوامل بنیادی شخصیت از اهمیت بیشتری برخوردارند و البته توان بیشتری در بر آوردن هدف روانشناسی شخصیت یعنی پیش بینی رفتار خواهند داشت(شمالی، اسکویی،1384)
2-13-2 انواع شخصیت از نظر کرچر31:
طبقه بندی کرچر،که یاد آور انسان شناسی جنایی لومبروزست،بیش از هر طبقه بندی دیگری مورد توجه جرم شناسان واقع شده و به کار رفته است .سه تیپ اصلی کرچر که در کتاب او به نام ساخت بدن و منش مورد بررسی قرار گرفته است عبارتند از:
الف:تیپ استخوانی یا لاغر اندامان:افراد این تیپ دارای قدی بلند،بدنی لاغر و ضعیف،شانه های باریک و چهره کشیده می باشند از نظر اخلاق و منش دیر جوش،گوشه گیر و منزوی هستند (کی نیا 1376).

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید